تبليغاتX
گروه ترانه ها

گروه ترانه ها

 
باگوان عزيز

  باگوان عزيز:
 چند روز پيش سرشار از انرژي و عشق به خودم بودم.
 فرصتي برايم پيش آمده بود تا با شيطان شماره يك خودم،
 حسادت روبه رو شوم و نتيجه اين بود كه خودم را حتي بالاتر يافتم :
 احساس شعف بسيار و سپاسگزاري كردم.
 هنوز هم يك انرژي عظيم را احساس مي كنم كه تقريباً غيرقابل نگه داشتن است
 و به نظر مي رسد كه از نفسانيت و عشق ورزي تشكيل شده است.
 اگر واردش بشوم، اين مخاطره را پذيرفته ام كه ديگران را آزار بدهم، ولي راه ديگر،
 به نظر سازشكاري مي رسد.
 نشستن و تماشا كردن آن مرا ديوانه مي كند!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 11:48 |+|
OSHO / اوشو کیست؟
 

دو مقاله در مورد اوشو و زندگانی وی

اوشو/ Osho در یازده دسامبر 1931 پا به این جهان گذاشت و در 19 ﮊانویه 1990 رخت از آن بست. اوشو تعلیماتش را تنها در قالب کلمات ادا نمیکرد.بلکه زندگی او سرمشقی از تعالیم و اعتقاداتش بود. او زندگی را به حد تمام و کمال تجربه کرد; زندگی وی آکنده از عشق، شجاعت، وقار و شوخ طبعی خاصی بود که از طریق آن به قلب میلیونها نفر از مردم دنیا راه یافت. ((ﮊان لایل)) در مجله ی Vogue درباره ی اوشو می نویسد:.....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 23:15 |+|
شیر و روباه 5
 

بخش آخر مطلب شیر و روباه را بخوانید

روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 10:3 |+|
شیر و روباه 4
 

ادامه مطلب شیر و رویاه در را بخوانید

روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 13:14 |+|
شیر و روباه 3
 

ادامه کتاب فصل مربوط به داستان شیر و روباه

روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 19:35 |+|
شیر و روباه 2
 

اگر داستان شیر و روباه را نخواندید ابتدا آن را در اینجا بخوانید

سپس ادامه مطالب را بخوانید تا قسمت اول سخنان اوشو را از کتاب "راز" ترجمه محسن خاتمی مطالعه فرمایید.

ادامه ی کتاب در روزهای آینده قرار داده خواهد شد.

روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 21:29 |+|
ارزش ها
 

روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 17:8 |+|
شیر و روباه
 
روزی روزگاری ٬ روباهی در جنگل با خرگوشی جوان ملاقات کرد

خرگوش گفت : تو کیستی؟

و روباه پاسخ داد : من یک روباه هستم و اگر بخواهم میتوانم تو را بخورم!!

خرگوش پرسید : تو چطور میتوانی ثابت کنی که روباه هستی؟!!

روباه نمیدانست چه بگوید ٬ زیرا در گذشته خرگوش ها همیشه از او فرار میکردند و از این سوال ها نمی پرسیدند و آنگاه خرگوش گفت : اگر بتوانی نوشته ای به من نشان بدهی که تو روباه هستی من باور خواهم کرد.!

 پس روباه نزد شیر دوید ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 22:43 |+|




به تازگي: