تبليغاتX
گروه ترانه ها

گروه ترانه ها

 
"گفتگو با خدا" (نیل دونالد والش) (قسمت چهارم - فصل 1)
 

 .:. بنام هوشیارترین تصویر مستی عاشق .:.

( قسمت چهارم - فصل اول)

 - ولی چگونه می توانم برای آنچه وجود خارجی ندارد شکرگزار باشم؟

به کمک سپر ایمان، اگر تو ایمانی به کوچکی دانه خردل داشته باشی ، می توانی کوهها را به لرزه درآوری ! خداوند این را به نحوه های گوناگون و از طریق هر معلمی که بتوانی نام ببری ، گفته است که آنچه را که تو انتخاب می کنی ، چنانچه به نام خداوند انتخاب کنی ، آنرا به دست خواهی آورد.

 - معهذا بسیاری از مردم عقیده دارند که دعایشان بدون جواب مانده.

هیچ دعایی بدون پاسخ نخواهد ماند. هر دعایی ، هر فکری ، هراقراری و هر احساسی ، خلاق است. به میزانی که آن فکر برای تو واقعی باشد و جدی تلقی شود ، به همان شدت در تجربه تو تبلور پیدا خواهد کرد. وقتی گفته می شود : دعایی مستجاب نشده آنچه در واقع اتفاق افتاده این است که ؛ احساس ، حرف یا فکری که قویا ذهن ما را مشغول کرده بوده ، به کار افتاده است. با این وجود آنچه باید بدانی این است که ، همواره فکر ، در پسِ فکر ما است که به آن می توان عنوان «فکر نگهبان» را داد، که در واقع کنترل کننده فکر است. بنابراین اگر تو با ندبه و زاری چیزی را بخواهی ، شانس به دست آوردن آن خیلی کم است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 16:30 |+|
اگر نمي خواهيد به شما ايميل ارسال گردد

اگر نمي خواهيد به شما ايميل ارسال گردد كارزير را انجام دهيد:

به آدرس  http://groups.yahoo.com/group/taranehha/join  رفته در پايين صفحه گزينه ي special notes  رو انتخاب كرده save changes  را بزنيد. 

نوشته شده توسط سعید تاریخ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 22:28 |+|
چه ظالمانه

 

 

چه ظالمانه تنها شدم 
چه ظالمانه آمدند شکستند و رفتند
چه ظالمانه تنها شدم
که این حق من نبود...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 12:47 |+|
دیگر نمانده هیچ
 

  دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت
 دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ
 خشم است و انتقام فرومانده در نگاه
 جسم است و جان کوفته در جستجوی مرگ
 تنها شدم ، گریختم از خود ، گریختم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 12:11 |+|
بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر
مراسم پاياني بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر دربخش سينماي ايران، عصر يکشنبه، ۲۲ بهمن ۱۳۸۵ (۱۱ فوريه ۲۰۰۷) در تالار وحدت برپا شد. با اين که نمايش فيلمها نيز همزمان با اين همايش پايان مي يابد، اما آيين اختتاميه ديگري نيز روز ۲۳ بهمن (۱۲ فوريه) براي جشنواره پيش بيني شده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید تاریخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 23:21 |+|
"گفتگو با خدا" (نیل دونالد والش) (قسمت سوم - فصل 1)

>i< بنام "قریب" ترین "غریب" ولایت انسان >i<

قسمت سوم - فصل اول

- پس چه منبعي موثق است؟

  به احساساتت گوش بده، به متعالي ترين افكارت گوش بده، به تجربه ات گوش بده ، هرگاه ، هركدام از اين برداشتها ، از چيزي كه معلمانت به تو گفته اند ، یا در کتابها خوانده ای متفاوت بود ؛ سپس کلمات را فراموش کن . کلمات نامطمئن ترین منبع دریافت حقیقت هستند.

 - آنقدر چیزها وجود دارد که من می خواهم به تو بگویم و آنقدر چیزها که می خواهم سوال کنم که نمی دانم از کجا شروع کنم؟ مثلا چرا تو خودت را آشکار نمی کنی؟ اگر خدایی وجود دارد و آن خدا تو هستی ؛ چرا خود را به گونه ای که برای همه قابل فهم باشد. ظاهر نمی سازی؟

خداوند بارها و بارها این کار را کرده است. او اکنون هم در حال انجام همین کار است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 11:36 |+|
نوشته شده توسط سعید تاریخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 11:17 |+|
نمی بخشمت

    

نمی بخشمت !
بجای آنکه در خلوتِ خویش
پیاله‌ی شرابِ شادی هایم را
شعر بریزی
و از شانه‌هایم تا آسمان بالا روی
دزدانه
با تسبیحِ تزویرِ خویش
کدام خدا را شیطان مانده ای
که تمامِ حقیقت مرا حقیر می کنی.
چطور ببخشمت !


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 10:19 |+|
عضویت در گروه ترانه ها

براي عضويت در گروه ترانه ها ابتدا روي لينك http://groups.yahoo.com/group/taranehha/join كليك كنيد (ممكن است user و password  ياهوي شما رابپرسدآنرا وارد كنيد و sing in رابزنيد) صفحه باز مي گردد كه در پایین ان کدي روی عکس خواهيد ديد آنرا را در مستطیل کنار ش وارد کنيد سپس join را بزنید.

راه دوم برای عضویت به ایمیل taranehha-subscribe@yahoogroups.com  یک ایمیل خالی بفرستید ایمیلی برای شما ارسال می شود با عنوان pleas reply...... داخل آن ایمیل رفته دکمه ی reply را زده send کنید 
 

نوشته شده توسط سعید تاریخ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 21:59 |+|
"گفتگو با خدا" (نیل دونالد والش) (قسمت دوم - فصل 1)

((بنام سر سلسله دار حکومت پر نواده اشک پرور بی همدلی ))

( قسمت دوم - فصل اول)

- با دريافت اين راهبردها و دادن اين تمييز كه چه پيامي از جانب خداوند است و چه پيامي از منابع ديگر آمده، تنها سوالي كه باقي مي ماند اين است كه آيا به پيام پروردگار توجه و اعتنا مي شود ؟

  به بسياري از پيامهاي خداوند توجه نمي شود علت اين است كه تعدادي از آنها بيش از آن نيكو و پسنديده هستند كه واقعيت داشته باشند. عده ديگر بيش از آن مشكل به نظر مي رسند كه دنبال شوند و تعدادي هم به غلط درك و استنباط مي شوند. بسياري هم اصلا دريافت نمي شوند.

"قوي ترين رسول پروردگار تجربه است" ؛ حتي اين را هم شما مورد غفلت قرار مي دهيد. اين يكي را شما به ويژه ناديده مي گيريد. اگر شما به تجربه تان پاسخ داده بوديد دنيايي كه اكنون در آن به سر مي بريم،..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 6:23 |+|
"گفتگو با خدا" (نیل دونالد والش) (قسمت اول - فصل 1)

.:|:. بنام فراگیرترین کلام و نام هستی .:|:. 

قسمت اول - فصل اول:

در بهار 1992 (حدوداً نزديكيهاي عيد پاك) پديده خارق العاده اي در زندگيم اتفاق افتاد. او شروع به صحبت با شما -ازطريق من- كرد !
اجازه دهيد توضيح دهم؛ در آن روزها چه از نظر شخصي، چه از نظر شغلي ، چه از نظر هيجاني، بسيار ناشاد بودم و احساس مي كردم در همه جنبه ها شكست خورده هستم. همانطور كه سالهاست عادت دارم احساسات درونيم را بروي كاغذ بياورم (و البته پست نكنم) اين بار هم يادداشت زرد رنگم را برداشتم و شروع به بيرون ريختن احساساتم كردم.
اما اين بار به جاي آن كه به شخصي كه مرا قرباني هوي و هوس خود كرده بود نامه بنويسم، مستقيماً به سراغ منبع اصلي رفتم. تصميم گرفتم نامه اي به خداوند بنويسم.
نامه اي بود ؛ بسيار تند و زننده، پر از تحكيم و تحكم، مطالبي گنگ و انبوهي از سوالات
خشمگينانه ؛ 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 5:52 |+|
"گفتگو با خدا" (نیل دونالد والش) (مقدمه)
"بنام آنکه بارها جان داد ؛


 

هزاران بار ستاند ؛


 

تا یکبار عاشقانه صدایش کنم"

 
­·´¯`·´¯`·­·´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`·


 

مقدمه ؛
به تو تجربه خارق العاده اي را مژده مي دهم. تو مي تواني با خدا گفتگويي داشته باشي! بله! بله! مي دانم ، مي خواهي بگويي... چنين چيزي امكان ندارد. تو احتمالا تصور مي كني (يا اينطور به تو آموخته شده) كه چنين چيزي ممكن نيست. به عقيده تو، هركس مي تواند با خداي خود درددل كند؛ اين كاملا عملي است ولي نه اين كه با او سخني بگويد. منظورم اين است كه خدا جوابي به تو نمي دهد؛ اينطور نيست؟ حداقل به شكل مكالمه معمول روزمره! اين تصوري است كه من هم ، روزي داشتم و بعد محتویات اين كتاب بر من حادث شد؛ باور كنيد واقعيت را مي گويم ؛ اين كتاب برمن حادث شده و با خواندن آن برشما هم حادث خواهد شد؛ زيرا همگي ما به سوي حقيقتي هدايت مي شويم كه براي آن ساخته شده ايم و آمادگي آن را داريم.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تاریخ سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 5:38 |+|




به تازگي: